|
سلام به همه دوستان که به من لطف دارن.اميدوارم اين روزا ما رو از دعاي خيرتون بي نصيب نگذاشته باشيد مي خوام امروز شعره شکاک رو که مجوزش از همه لحاظ هم خوده شعر و هم آهنگ و ...گرفته آشناتون کنم و اميدوارم کاره آلبوم تا آخره آبان تموم شه که بعيد ميدونم بتونيم به اين زودي مجوزه همه کارارو بگيريم ولي تمامه سعيمون رو ميکنيم.درضمن از دوستاني هم که ميان و شعر دزدي ميکنن و به نامه خودشون آهنگسازي ميکن و ميخونن و مينويسن و ....هم کماله تشکر رو دارم و اميدوارم تو دزدي موفق باشن آخه آدمه .... خودت نميتوني بري از خودت خلاقيت ايجاد کني مياي تو وبلاگا شعر ميدزدي واسه آهنگات بيا اينم بخون ولي بايد بگم مجوزش به نامه گروهه خودمون(سينرز)به ثبت رسيده آخه تو که رپ ميخوني و شعراي من که به رپ نميخوره پاپه برداشتي همشو رپ خوندي ؟؟؟؟؟ چي بگم به اين نفهماي دزده... بي خيال بابا اگه با شعراي من موفق ميشيد اشکال نداره برداريد
جالبه يکي از خواننده هاي رپ که مشهورم هست زنگ زد به گوشيم گفت سلام حسين جان من با اجازت فلان شعرت رو واسه فلان آهنگم خوندم خوب چه خبر از فردا شب؟؟؟سريعم بحث رو عوض ميکنه... آقاي ....و آقاي.....و....که اينقدم تو رپ موفقيد به نظره خوده من.اين شعرا به نام و مجوز حسين رحماني(خودم) و گروهه سینرز هست بريد از خودتون خلاقيت ايجاد کنيد و دزدي نکنيد ....درسته ما دوستيم با هم و نميتونم بگم نه شعراي خودمه ولي موفق باشيد....ميخوام چي کار ؟؟؟ولي اينو خودمون خونديما دوباره خوني نکنيد.تا چند ماه ديگه منتظر آلبوم باشيد پاپه و البته مجاز....ميترکونه.اين شعرو گذاشتم چون ساده ترين و تقريبا ضعيف ترين آهنگ همينه بقيشو آلبوم اومد بيرون گوش کنيد در ضمن خيلي از دوستان که منو ميشناسن ميگن تو با اين همه خواننده هاي مشهور دوستي چرا با اونا گروه نزدي در جواب بايد بگم من ميخواستم از کساني که انگيزه و استعداد دارن ولي ميدوون ندارن استفاده کنم و نمي خواستم مثه ... بگن چون با فلاني خوند و کار کرد کارش گرفت...در ضمن تعداده نظرات پسته قبل در مقابله بازدید کنندگان که حدوده ۱۷۰۰۰نفره خیلی کم بودا این دفه بی نظر نرید... اینبار توی عکس نذاشتم که تکراری نشه براتون: دخترک از فکره آبروي رفتش خوابش نمي برد هر دم از بي وفايي پسرک غصه مي خورد
نميدونست حاله پسرک از اونم خيلي بدتره دوري از عشق مرگ جلو ي چشاش آورد آخه پسرک شده بود به همه چي شکاک شک مي کرد به کاراي دخترکه پاک نميخواست هرگز عششقشو از دست بده تنها خودش باشه واسه لبخندش هلاک اما دخترک هم تحمل نداشت زندوني باشه و هم نميخواست از عشقش جدا شه پسرک واسه از دست ندادنش شک رو ول کرد نميدونست دخترک ميخواد از غيرتم رها شه فهميد مثه روزاي اول ديگه دوسش نداره شايد بي وفا فکره عشقه تازه در سر داره واسه همين یه مدت به حاله خودش رهاش کرد بعد مدتي خبر اومد جشنه پيونده دخترک برقراره واسه سوزوندنه پسرک گفت:تو هم دعوت پسرک با خنده گفت:تو ديدنه منو نداري لياقت آره پسرک ديگه از هر چي عشقه سير بود ديگه نخنديد تلخه ولي اين داستان داره حقيقت اينو خوندم تا بدوني پسرک هنوز به يادته اشک ريختن از دوريت واسش يه عادته عشقه اول و آخرش تو بودي و هستي با اينکه ميدونه دلت پيشه کسي امانته (حسین رحمانی)
|
|

