|
سلام به همه دوستان و همراهانه خوبم......
من چند وقتی بد جوری داغون شده بودم واسه اینکه یکی از دوستانه صمیمیم رو از دست دادم الانم حاله خوشی ندارم ....ولی اومدم یه سری به دوستانه گلم بزنم ....یکی از دوستام واسه اینکه خانوادش با ازدواجش با دوست دخترش موافقت نکردن خودکشی کرده و به رحمته خدا رفته(وقت داشتید یه فاتحه بخونید براش آخه خودکشی گناهه بزرگیه و دعا کنید خدا ببخشتش)دختره هم که تا فهمیده رگشو زده و ولی شکره خدا زنده مونده ولی به گفته خودش کاش میمرد تا با علی باشه ......
دوستان متاستفم که چند وقتی نبودم و ممنونم از اینکه فراموشم نکرده بودید....
وای منکه هنوز باورم نمیشه ....نمیدونید که گوشه گوشه تهران خاطره داریم از پاساژ گلستان و پارک صدف (محلمون) گرفته تا امامزاده داوود و فشم و هفت حوض و ...وای چقدر سخته
از همه دوستانم که سر زدن به من و از نبودم گله کردن عذر خواهی میکنم...
شعرش واسه بی حوصله ها ولی صبر کنید عکسم ببینید دیگه...میتونید بدزدید....
دیگه چی می خوای تو از جونم چقدر می خوای تو بکنی داغونم ساده بگم گورت رو گم کن دیگه حرفی نزن مُرده که چیزی نمیگه نمی خوام از پستی هات بگم آخه تمومی نداره هیچوقت این غم فقط می خوام بگم دیگه آزادی به هرغریبه هوس بازی بوسه بدی آخه دیگه تو قلبه من گندیدی لبه هر آشغالی که رسیدی بوسیدی لبه تو دیگه لیاقته لبایه منو نداره بایدرولبای همون آشغاله لب بذاره دل تو هوس می خواست اما دل من آرامش با عشقی بی انتها به اون غریبه هم بگو : آشغال چرا کردی قلبه عشقه منو اشغال؟ نظرتون رو راجبه این سبکه شعرام بگید آخه کمی تنده به نظرم... اين واسه اون دوستاني که شعري از وفا ميخواستن: روزگاریست که مجنونه توام بخشیدی مرا.مدیونه توام گرفتاره مهر و وفایه توام هلاکه رنگه چشای توام تا عمر دارم من بنده توام اگرنامهربونم شرمنده توام می دونی من زنجیره توام بخوام.نخوام.درگیره توام
اينم دليله اينکه نميتونم شعراي وفا و عشقولانه رو زيبا بگم: این روزا همه جا صحبته بی وفایی شده میگن از وفا بگم نمیدونن آخره عشقا جدایی شده کسی برام از وفا نگفته که بدونم چیه؟؟ اونکه دلشکنه یا اونکه به ظاهر با وفاست کیه؟؟ رو لبام خنده ست ولی تو دلم طوفانه غم مثه ساحله دریایی آرام بیقراره بوسه ی موجم اما حیف که دریای آرووم موجی نداره شاید موجی بزنه ولی به منه ساحل اوجی نداره عمریه بر لبای غم و غصه بوسه میزنم لبی نیست که رو لبام بیاد.تنهاترین تنها منم دل به هر کی دادم روزای اول وفا دیدم هفته ای نگذشت از بی فا ییش چه ها کشیدم؟
اينم دومين شعره نو اي که گفتم:
مگر چه کردم که نگاهت سرد شده ؟؟؟؟؟ جز نازه تو کشیدن وبه سازه تو رقصیدن چه باید میکردم که نکردم ؟؟؟ که تنهایی رو برای منه عاشق لایق دونستی من اگر تو را نمی خواستم اینچنین دیوانگی نمی کردم برای به تو رسیدن از خود نمیگذشتم تو اگر از من سیر بودی گناهه منه تشنه به عشقه تو چیست؟؟؟ خاموشی و جوابی نداری بدهی جز اینکه فراموش کن چگونه من کسی که زندگی ام معنایش بود را از یاد ببرم؟؟؟ اینرا پاسخی نیست دیگر جز با درده خود مُردن...
از تماميه دوستان که منو تنها نذاشتن تشکري ويژه دارم که توي ۲ پست قبل نامشون رو بردم... در ضمن آبجي النازم هم از دستم ناراحته واسه اينکه ... ولي باور کنه که از قصد نبوده شما بهش بگين منو ببخشه اين آدرسه وبلاگشه خواهش ميکنم از همه دوستانم ضمانته منو پيشه الناز بکنن.....ميرم ميبينماااااااااااا: http://www.eshghe-zaminie-man.blogfa.com/ :وبلاگه آبجي النازم ضمانتم رو بکنيدااااا
نمی شنوی؟پنبه ها را بیرون کش تا صدای غم هایم را بشنوی نمی بینی؟ نزدیک شو و به چشمانه سرخم نگاه کن تا اشک های اسیر شده در چشمانم را ببینی چرا نمی بارم؟قول داده ام بر او هیچ کس اشک هایم را نبیند احساس نمی کنی؟که من آن مَرده دیروز نیستم؟ نپرس چرا ؟چون دلیلش را باید از او پرسید ولی منکه از او پرسیدم گفت :تقدیر گفتم:شاید تقدیر را روزگار می نویسد ولی خود در آن نقشی نداریم؟؟؟؟ با کمی فکر گفت :آری گفتم:پس بی وفاییت را گردنه تقدیر ننداز با لبخندی گفت:دیگر تاریخه عشقت به پایان رسید نوبت دیگری ست تو دیگر برای پرستیدنه من پیر شدی با تعجب گفتم پرستش؟؟؟؟؟؟؟ گفت:آری مگر جز این بود که تو خدایت را فراموش کرده بودی و مرا دیوانه وار می پرستیدی؟؟؟ با پشیمانی گفتم:اگر با عشق خدایم را فراموش می کنم دیگر عاشقی نخواهم کرد دیگر به چشمانی نگاه نخواهم کرد تا بخواهم برایش بمیرم دیگر سلامه هر کس را پاسخ نمی گویم دیگر خدا خدا نمیکنم که کسی به نگاهم آری گوید و هزاران هزار دیگره دیگر...
می نویسم اگر گریه امانم دهد اگر نگاهی دوباره جانم دهد می نویسم از شادی اگر غم بگذارد جز غم دلم همدمه دیگری ندارد می نویسم از بی وفایی های دنیا از دستی که از دستانم شد جدا می نویسم از نگاهی که سرد شد از سبزیه امیدم که زرد شد می نویسم هزاران بار که تنها ماندم بار دیگر از عشق جدا ماندم می نویسم شاید کسی بخواند ناگفته دلم را ننوشته بداند می نویسم با اندکی اشکه ته کشیده چرا خدا منو با غم و درد آفریده می نویسم بلکه بسوزد دلی برایم فریاد زدم کسی نشنید صدایم می نویسم . صدایم به گوشی نرسید بس که نوشتم جوهره قلم خشکید می نویسم با جوهره قرمزه خونم که بی اون نمی خوام بمونم می نویسم روزگاره نامرد خداحافظ نفس کشیدن بدونه عشق هرگز سلام به همه دوستانه خوبم امروز با خبر های داغی اومدم که البته خیلی وقته شنیدم ولی دیگه مطمئن مطمئن شدم که این طرح واقعیت داره و بالاخره به رپر ها هم گیر دادن اونم چه گیری(البته به جز یاس) الانم تقریبا همه با قیده ضمانت و سند در آزادی به سر میبرند...
از زبونه شاهین فلاکت ببینیم جریان چی بوده:
من خونه بودم که محمود(آهنگ ساز)زنگ زد و گفت بیا استدیو و من هم رفتم بعد گفت که مامورها می خواستن دمه خونتون بگیرنت اما من(محمود) گفتم که برای اینکه دم خونتون آبروریزی نشه بیان ایجا و تو رو ببرن.من هم نشستم و 1ساعت بعد آمدن و من رو بردن به اطلاعات و در آنجا آدرس خونه بچه هارو داشتن از جمله خودم،سروش لشکری(هیچکس)وامیر تتلوبعد سرهنگ به من گفت تو از تتلو خبر نداری؟ما دمه خونشون مامور گذاشتیم اما خبری ازش نیست ماشینش هست اما خودش نیست در اونجا که بودم که رویه برگه نوشته بود طرحه جمع آوری موسیقی زیرزمینی و علت دستگیریه من این دلیل بود که آهنگ هامون بدون مجوز بود و در بعضی از آنها چون توش فحش داده بودم مثل اثر منفی(با پیشرو) مورد توجه بود... حالا از زبونه سروش لشکری(هیچکس) بخونید: سروش : اینا همه شایعه بوده (که گفتن سروش و شاهین و بقیه رو به خاطره مصرفه مواد مخدر و ... دستگیر کردن)که در مورد خودم و بچه های دیگه ساختن همه این دستگیری ها بخاطر رپ بوده و کسایی که بد ما رو می خواستن تو این جریان حسابی سوء استفاده کردن ... اینم مصاحبه با سروش :برای چی خودتو معرفی کردی ؟- بخاطر بچه ها چون اونا رو گرفته بودن خوبیت نداشت ما بیرون باشیم اولش من متواری بودم بعدش به خاطر بچه ها خودمو معرفی کردم مشکل رپ یا نداشتن مجوز ؟- مشکل نداشتن مجوز و اینکه چرا رپ اصلا چون کلا رپ چیز معقولی نیست - حالا چرا آزادت کردن ؟- اونم از اون مسائلیه که نمیشه گفت -بعد از ایجاد این شایعه تو با امیر تتلو صحبت کردی ؟- نه ما با این بچه مچه ها کاری نداریم -سروش:خیلی ها که ادعاشون میشه که میخوان به ما کمک کنن تا همچنین اتفاق هایی می افته از آب گل آلود ماهی میگیرن این درست نیست یه بار هم راه بقیه به ما می خوره... و حالا گفته های جالبه امیرتتلو رو بشنوین که در{دبی} هستش!:...در یکی از استدیوهایی که رپ ضبط می کنند شاکی خصوصی داشته ریختن داخل استدیو و یکی از بچه های رپ خونو اونجا دیدن به قیافش شک کردن و گشتنش دیدن مواده مخدر داره بعد اینو برداشتن بردن و فهمیدن رپ خونه و اونم همه رو لو داده و گفته فقط من نیستم بقیه رپر ها هم هستند.حالا من گفتم که به خاطر مواده مخدر بوده و بچه ها صداشون در اومد،اما عامل اصلی دستگیری بچه ها مواد مخدره !!!او در مورد آمدنش به دبی می گوید:من از قبل برنامه چینده بودم بیام دبی که زودتر آمدم!گاهی به من زنگ هایی زده می شد که می گفتند بیا خودتو معرفی کن من هم توجهی نمی کردم.حتی بعصی ها آمدند دمه خونمون و گفتند امیر بیاد پایین برای کارت هوشمند آمدیم بعدش مامانم رفت پایین و دیدش نیستند و فرار کردند!!!در اینجا امیر آهنگه خدانگهدارشو به تمام دوستاش و خانوادش تقذدیم می کند. تهی در مورده خاموش بودنه موبایلش می گه:من گاهی باید عشق و حال کنم و به کارهای خصوصیم برسم.بنابراین گاهی موبایلم خاموش می کنم!و دلیلی بر ترس و فراره من نیست !!!ابلیس هم ممنوع الورود شده !!!!!!اسنیپ می گوید:بعصی برایه اینکه معروف بشن به الکی گفتند که آره مارو گرفتند و اذیت کردن که همگی اینها الکی بوده و فقط می خواستند جلوی دافشون پز داده باشن؟!؟ !یک از رپرها(....) می گوید چرا تتلو از ایران رفته مگه کاری کرده که رفته(منظورش مواده مخدره )ماشینه حسام استپس هم که زیره پایه باباش بوده توقیف شده و حسام هم خودشو معرفی کرده .... خلاصه دوستانه وبلاگی و دیگر دوستان. من که میگم مطمئن باشید دلیلش مواد مخدر نیست مواد مخدر بهونه ای بوده برایه جمع آوریه رپر های زیرزمینی (بازم میگم به جز یاسه عزیزم که رپر اجتماعی معرفی شده و کسی باهاش مشکلی نداره...)و اینم مثه جمع آوریه ارازل و اوباش و ... طرحه و اجرا شد......اما خیلی ها الکی بزرگش کردن و حالا مهم اینه که هر چی بوده تموم شده و اینم بگم که به گفته بعضی از رپر های آزاد شده امضاء گرفتن که دیگه نخونن ولی به نظر شما بهتر نیست به سبکه رپ هم مجوز داده بشه تا همه بتونن با خیاله راحت بخونن البته اونا که لیاقت دارن نه اینا که گیتار میخرن و میان میخونناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....نظرتون راجب این خبر چیه؟؟؟؟به نظر شما حرفه کدوم رپر درسته؟؟؟؟ سلام به همه دوستان که تنهام نمیذارن و لا اقل بهم خیانت نمیکنن و .... آدم بعضی وقتا دلش می خواد
بعضی هارو بگیره جرشون بده و ... ولی بعدش میبینه با هم نون و نمک خوردن و ... مثه من الان خون
جلو چشامه این که گذاشته بودم دانلود کنید که هیچی هنوز همه چیزش مونده بود ولی ۳ تا از کارایه ما
رو دوباره دزدیدن و جالب این که دوستانه صمیمیم هم بودن و به صورت خیلی ماهرانه شعرامو بالا
کشیدن حالا داستانش طولانیه ...بیخیال بابا دوستایه وبلاگیم رو عشقه.هیچوقت فراموشتون نمیکنم و
الانم به پاس تشکر از شما همتونو نام میبرم اگه کسی جا افتاده شرمنده چون کسایی که تو ذهنمن رو
فقط میگم و شما از تو آرشیو نظراته پستای قبل میتونید وبلاگشونو پیدا کنید:عزیز دلم و آبجی گلم
شکیلا جونم که به خدا قسم پاکترین فرشته است جدی میگم...آقا میثاق که خیلی چیزا از ویلاگش یاد
گرفتم...آبجی الناز که جایه آبجیه نداشتم خیلی دوسش دارم...فاطمه.ض عزیزم که نظراتش منو همیشه
به بهتر شدن راهنمایی میکنه...مونا جونی که واقعا خیلی صمیمیه برام مثه خواهرم میمونه...آزاده جونه
شاعر که خیلی منو کمک میکنه و به سایت معرفیم کرده که هر کار میکنم رمزش برام فرستاده نمیشه
نمی دونم چرا؟؟؟آقا یا خانوم دکتر شازده کوچولو که ویزیتش حرف نداره پشنهاد میکنم یه سری بهش
بزنید...مامان بهار که یه دخمره کوچولو به اسمه نیلوفر داره....غزل جونم (فریاده بی صدا )که واقعا آپاشو
دوست دارم نمیدونم چرا؟؟؟آقا مهدی گله گلاب...sunflower عزیزم که تازه فهمیدم شاعره و خیلی هم با
شعرش حال کردم...مارال خانوم که واقعا تنهام نذاشته و بهم سر میزنه همیشه...نازنینه مهربون از
دهکده نازی که همیشه به من لطف داره و بهم انرژی میده...سارا آزاده عزیزم که امیدوارم موفق
باشه...مهنازه مهربون که همیشه به من و شعرام لطف داره...ارغوانه با احساس که آپاش لبریزه
احساسه حتی از نظراتشم احساس میباره...نیایش عزیزم که هیچوقت درباره شعرام نظر نداده و وبلاگه
فوق العاده دوستانه ای داره و توش بازی هم گذاشته منم بازی دادن هاااا...عسله عزیز که درساش اجازه
نمیده مثه قبل کنارمون باشه ولی بازم میاد پیشم ممنونم ازش...سارا جون که واقعا خیلی مهربونه و
وبلاگشم هنریه که علی لهراسبی بیشتر توشه...حسن جهانبخش که شعراش معرکه است...دینا جون
که از اول تنهام نذاشته...سحر جون که فهمیده من جیگر دوست دارم و چون شاعر نیست درباره شعرامم
نظر نمیده...تنهای عزیز که امیدوارم زودی از تنهایی در بیاد...دختر تنهایی شب که امیدوارم اینم بشه
دختر عاشق روز دیگه شبا هم بخوابه...ستاره عزیز که به من دلگرمی و امید میده و نظراتش منو کمک
میکنه...میترا و پگاه که منو زیاد تحویل نمیگیرن معلومه سرشون شلوغه و درس خونن...گیلدای عزیزم که
من وبلاگشو خیلی دوست دارم شعرایه قشنگی هم توش داره...ساعده عزیزم که یه خوره دیر گفتم
اسمش باید جزو اولی ها میبود آخه اونم تنهام نذاشته و همیشه بهم سر زده...دوربین و عکاسش که
عکسایه نابی تو وبلاگش داره...ستایش که فکر کنم از اون کم حرفاستا چون همیشه فقط سه تا گل تو
نظرات میذاره و نظره خاصی نداره...باران پائیزی عزیزم که به تازگی با هم آشنا شدیم و وبلاگشو نبینید
ضرر میکنید(محشره)...اون یکی بهار خانومه گل هم که از وبلاگه در بینهایت میاد و به من خیلی لطف
داره...صنم جون که حتما توصیه میکنم نوشته های روزانه و خاطراتشو بخونید تا بفهمید من چی میگم
واقعا آدمو میبره تو حس...آیدا جونه داوود آقا که منو داشت میکشت چون به خانومش گفتم آیدا جون از
اون غیرتی هاست خوش به حاله خانومش...آقا مجتبی که شعراش معرکه است منکه چند وقت بود شعر
به این با حالی ندیده بودم...مرجان خانوم که به تازه افتخاره آشنایی با ایشون نصیبم شده ...علی جون
که از اولین دوستانه وبلاگیمه...و آخری هم آبجی کیمیا که امیدوارم با علی جون روزگاره عاشقیه
شیرینی داشته باشن و بی غم...تقدیم به همه دوستان میبینید قلب هر چقدم سنگ باشه ولی باز...:
سلام به همه دوستان که به من لطف دارن.اميدوارم اين روزا ما رو از دعاي خيرتون بي نصيب نگذاشته باشيد مي خوام امروز شعره شکاک رو که مجوزش از همه لحاظ هم خوده شعر و هم آهنگ و ...گرفته آشناتون کنم و اميدوارم کاره آلبوم تا آخره آبان تموم شه که بعيد ميدونم بتونيم به اين زودي مجوزه همه کارارو بگيريم ولي تمامه سعيمون رو ميکنيم.درضمن از دوستاني هم که ميان و شعر دزدي ميکنن و به نامه خودشون آهنگسازي ميکن و ميخونن و مينويسن و ....هم کماله تشکر رو دارم و اميدوارم تو دزدي موفق باشن آخه آدمه .... خودت نميتوني بري از خودت خلاقيت ايجاد کني مياي تو وبلاگا شعر ميدزدي واسه آهنگات بيا اينم بخون ولي بايد بگم مجوزش به نامه گروهه خودمون(سينرز)به ثبت رسيده آخه تو که رپ ميخوني و شعراي من که به رپ نميخوره پاپه برداشتي همشو رپ خوندي ؟؟؟؟؟ چي بگم به اين نفهماي دزده... بي خيال بابا اگه با شعراي من موفق ميشيد اشکال نداره برداريد
جالبه يکي از خواننده هاي رپ که مشهورم هست زنگ زد به گوشيم گفت سلام حسين جان من با اجازت فلان شعرت رو واسه فلان آهنگم خوندم خوب چه خبر از فردا شب؟؟؟سريعم بحث رو عوض ميکنه... آقاي ....و آقاي.....و....که اينقدم تو رپ موفقيد به نظره خوده من.اين شعرا به نام و مجوز حسين رحماني(خودم) و گروهه سینرز هست بريد از خودتون خلاقيت ايجاد کنيد و دزدي نکنيد ....درسته ما دوستيم با هم و نميتونم بگم نه شعراي خودمه ولي موفق باشيد....ميخوام چي کار ؟؟؟ولي اينو خودمون خونديما دوباره خوني نکنيد.تا چند ماه ديگه منتظر آلبوم باشيد پاپه و البته مجاز....ميترکونه.اين شعرو گذاشتم چون ساده ترين و تقريبا ضعيف ترين آهنگ همينه بقيشو آلبوم اومد بيرون گوش کنيد در ضمن خيلي از دوستان که منو ميشناسن ميگن تو با اين همه خواننده هاي مشهور دوستي چرا با اونا گروه نزدي در جواب بايد بگم من ميخواستم از کساني که انگيزه و استعداد دارن ولي ميدوون ندارن استفاده کنم و نمي خواستم مثه ... بگن چون با فلاني خوند و کار کرد کارش گرفت...در ضمن تعداده نظرات پسته قبل در مقابله بازدید کنندگان که حدوده ۱۷۰۰۰نفره خیلی کم بودا این دفه بی نظر نرید... اینبار توی عکس نذاشتم که تکراری نشه براتون: دخترک از فکره آبروي رفتش خوابش نمي برد هر دم از بي وفايي پسرک غصه مي خورد
نميدونست حاله پسرک از اونم خيلي بدتره دوري از عشق مرگ جلو ي چشاش آورد آخه پسرک شده بود به همه چي شکاک شک مي کرد به کاراي دخترکه پاک نميخواست هرگز عششقشو از دست بده تنها خودش باشه واسه لبخندش هلاک اما دخترک هم تحمل نداشت زندوني باشه و هم نميخواست از عشقش جدا شه پسرک واسه از دست ندادنش شک رو ول کرد نميدونست دخترک ميخواد از غيرتم رها شه فهميد مثه روزاي اول ديگه دوسش نداره شايد بي وفا فکره عشقه تازه در سر داره واسه همين یه مدت به حاله خودش رهاش کرد بعد مدتي خبر اومد جشنه پيونده دخترک برقراره واسه سوزوندنه پسرک گفت:تو هم دعوت پسرک با خنده گفت:تو ديدنه منو نداري لياقت آره پسرک ديگه از هر چي عشقه سير بود ديگه نخنديد تلخه ولي اين داستان داره حقيقت اينو خوندم تا بدوني پسرک هنوز به يادته اشک ريختن از دوريت واسش يه عادته عشقه اول و آخرش تو بودي و هستي با اينکه ميدونه دلت پيشه کسي امانته (حسین رحمانی)
باور نمیکنی گر بگویم هنوز دلم اسیر ظلم هایت است باور میکنم تنهایی ام را بی تو باور کن بدون صدایت گوشهایم کر شده غیر دستانت دستان مرگ را ساغر شده غیر چشمانت به طناب دار چشم دوختم درتنهایی میسوزم منکه باحرفهایت میسوختم باور نمیکنی که دلم برای لحظه ای با تو بودن جان میدهد باور میکنم جان دادنم را بی تو باور کن جزتو کسی در قلبم پا نگذاشته نمیدانی مگر تو را دوست دارد و داشته نمیشناسی مگرمرا؟همان دیوانه عشق تو تو هم همان بی وفا که ساختی عشقی نو باور نمیکنی گر بدانی دوش تا صحر به یادت خون میباریدم باور میکنم خشکیدن چشمانم را بی تو باور کن مردنم را بی تو باور کن عمرت را دیگر بی من سر کن بی وفایی از تو بود من پایدارم در گور نیز میل به عشق تو دارم باور نمیکنی گر بگویم از بی تو در بهشت بودن هم بیزارم باور میکنم جهنم شدن بهشتم را بی تو باور کن بهشت هرآنچه خواهم دارد اما تو که نباشی بهشتم غم دارد حاضرم جهنم روم ولی با تو باشم حتی اگر از لطف خدا هم جداشم |
|










